* To fall in love.
عاشق شدن
* To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخنديد که دلتون درد بگيره
انقدر بخنديد که دلتون درد بگيره
* To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينکه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد
بعد از اينکه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد
* To go for a vacation to some pretty place.
به يه حای خوشگل بريد برای مسافرت
به يه حای خوشگل بريد برای مسافرت
* To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد
* To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بريد و به صدای بارش بارون گوش بديد
به رختخواب بريد و به صدای بارش بارون گوش بديد
* To leave the! shower and find that the towel is warm.
از حموم که اومديد بيرون ببينيد حولتون گرمه !
از حموم که اومديد بيرون ببينيد حولتون گرمه !
* To clear your last exam.
آخرين امتحانتون رو پاک کنيد
آخرين امتحانتون رو پاک کنيد
* To laugh at yourself looking at mirror, making faces.:)))
برای خودتون تو آينه شکل در بياريد و بهش بخنديد
برای خودتون تو آينه شکل در بياريد و بهش بخنديد
* Calls at midnight that last for hours.:))
تلفن نيمه شب داشته باشيد که ساعتها هم طول بکشه
تلفن نيمه شب داشته باشيد که ساعتها هم طول بکشه
* To laugh without a reason.
بدون دليل بخنديد
بدون دليل بخنديد
* To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنويد که يه نفر داره از شما تعريف می کنه
بطور تصادفی بشنويد که يه نفر داره از شما تعريف می کنه
* To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of
hours.
از خواب پاشيد و ببينيد که چند ساعت ديگه هم می تونيد بخوابيد
hours.
از خواب پاشيد و ببينيد که چند ساعت ديگه هم می تونيد بخوابيد
* To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنيد که شخص خاصی رو به ياد شما می ياره
آهنگی رو گوش کنيد که شخص خاصی رو به ياد شما می ياره
* To be part of a team.
عضو يک تيم باشيد
عضو يک تيم باشيد
* To make new friends.
دوستای جديد پيدا کنيد
دوستای جديد پيدا کنيد
* To feel butterflies! in the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" ميبينيد دلتون هری بريزه پايين !
وقتی "اونو" ميبينيد دلتون هری بريزه پايين !
* To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانتون سپری کنيد
لحظات خوبی رو با دوستانتون سپری کنيد
* To see people that you like, feeling happy.
کسانی رو که دوستشون داريد رو خوشحال ببينيد
کسانی رو که دوستشون داريد رو خوشحال ببينيد
* To use a sweater of the person that you like and find that it still
smells of their perfume.
پليورش رو بپوشيد و ببينيد هنوزم بوی عطرش رو ميده
smells of their perfume.
پليورش رو بپوشيد و ببينيد هنوزم بوی عطرش رو ميده
* See an old friend again and to feel that the things have not changed.
يه دوست قديمی رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقی نکرده
يه دوست قديمی رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقی نکرده
* To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنيد
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنيد
* To have somebody tell you that he/she loves you.
يکی رو داشته باشيدکه بدونيد دوستتون داره
يکی رو داشته باشيدکه بدونيد دوستتون داره
* To laugh .......laugh. .......and laugh ...... remembering stupid things
done with stupid friends.
يادتون بياد که دوستای احمقتون چه کار های احمقانه ای کردند و بخنديد و بخنيد و ....... بازم بخنديد
done with stupid friends.
يادتون بياد که دوستای احمقتون چه کار های احمقانه ای کردند و بخنديد و بخنيد و ....... بازم بخنديد
These are the best moments of life....
اينها بهترين لحظه های زندگی هستند
اينها بهترين لحظه های زندگی هستند
Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونيم
قدرشون رو بدونيم
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی يک مشکل نيست که حلش کرد بلکه يه هديه است که ازش لذت برد
نوشته شده توسط مهنوش در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 11:38 | لینک ثابت |
